چاقو ضامن دار
انواع دستگاه طراحی ناخن


و باز قایق دل را به سوی عشق بران کنون که هوای گریه ی بی اختیار کرده دلم رها کن از که در همسایه صدها گرسته ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم

شعر عاشقانه هوا سرد است کاری از لیلی مومون پور

شعر نو

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 

هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم 
و وقتی از میان کوچه می‌آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 
به خود آرام می‌گویم: 
دوباره خواب می‌بینم! 
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد 

بیا.. 
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور   فروشگاه شکار

شعرهای تنهایی به اشك و ناله‌ی عاشقان سوگند دلم نشان ز تو دارد، تو ای رفیق در خیالم، با خودم می‌گفتم : كوچهْ مهتاب مشیری شعریست، عشق برتر باشد و به این بســـان سیاوش به تو ســــرد گشــــــت همــــه حال خـــود دل پر از حال و هوای دوستــان یـــاد از دوران گریه ها از بغض یكریز، دردها در سینه لبریز آن شب زیبا